سه مرد نیکوکار و غار

1505123_707417699342855_4817421970174003793_n

ازعـبـدالـلـه بـن عــُمـر ( رضی الـله عـنهما) روایت است که گـُفـت : ازپـیغـمبـرخـدا(صلی الله علیه وآلـه وسلم) شنیدم که مـیگــُفـتـنـد:

﴿ ازمـردُمـانـیکـه پـیش از شـُمـا بـودنـد ، سـه نـفـررفـتـه وشـب را درغـاری خـوابـیـدنـد، تـخـتـه سـنـگ کـلانی از کـوه جـدا گـردیـده ودر غـاررا گـرفـت، بـا خـود گــُفـتـنـدراه نـجـات دیـگـری غـیر ازیـنـکـه کـارهـای نـیـک خـودرا شـفـیع آورده ودُعـا کـُنـیـد، بـرای تـان، مـوجـود نـیـسـت.

یکـی ازآنـهـا گــُفـت : خــُدایـا! پـدر ومـادر پـیـری داشـتـم ودرخـورد ونـوش، اهـل واولاد خـودرا بـر آنـهـا تـرجـیح نـمـیـدادم ، روزی بـه طـلـب چـیـزی ازنـزد شـان دور گـردیـدم ووقـتی آمـدم کـه آنـهـا خـواب شـده بـودنـد، نـوشـیـدنـی شـب را تـهـیـه کردم ، ولی نـخـواسـتـم کـه پـیش از آنـهـابـه زن وفـرزنـدم ازان چـیـزی بـدهـم ، وهـمـان گـونـه قـدح بـدسـت بـا نـتـظـار بـیـدارشـدن آنـهـا تـاطـلوع فـجـرا نـتـظـار کـشـیـدم ، صـُبـح بـیـدارشـده و نـوشـیـدنـی شـب خـودرا دریـن وقـت نـوشـیـدنـد، خــُدایـا! اگـرایـن کـاررا خـاص بـرای رضـای تـو انـجـام داده ام، مـارا از مـُصـیـبـت ایـن سـنـگ نـجـات بـده، آن سـنـگ انـدکـی پـس رفـت ، ولـی از غـار بـیرون شـده نـمـیـتـوانـسـتـنـد﴾.

پـیغـمبـرخـدا(صلی الله علیه وآلـه وسلم) فـرمُـود نـد:

﴿شـخـص دومـی گــُفـت : خــُدایـا! دُخـتـر کـاکـا ی داشـتـم کـه از هـمـه کـس درنـزدم مـحـبـو ب تـر بـود، از وی خـواسـتـم تـا بـا مـن هـمـبـسـتر شـود، ولی اوامـتـنـاع ورزیـده واجـازه نـداد ، تـاآنـکـه دریـکـی از سـالـهـا بـه مـُشـکـل قـحـطی دُچـارگـردیـده ونـزدم آمـد، مـن بـرایـش یـکـصـدو بـیـسـت دیـنـار دادم تـا آنـکـه بـامـن هـمـبـسـتر گـردد، او مـوافـقـت نـمـود، وچـون مـیخـواسـتـم ایـن عـمـل زشـت را بـاوی انـجـام دهـم گـفـت : مـُهـری را کـه ازراه غـیـر مـشـروع بـر هـم مـیـزنـی بـرایـت نـمـی بـخـشـم ، ایـن سـُخـن بـر مـن تـاثـیر کـرده، ودرحآلـیـکـه وی مـحـبـو ب تـریـن مـردُمـان درنـزدم بـود، ازان کـار زشـت مـُنـصـرف گـردیـدم ،وطـلا هـای را کـه بـرایـش داده بـودم بـخـشـیـدم ، خــُدایـا! اگـرایـن کـاررا خـاص بـرای رضـای تـو انـجـام داده ام، مـارا از مـُصـیـبـت ایـن سـنـگ نـجـات بـده، آن تخـتـه سـنـگ مـقـداردیـگـری پـس رفـت ، ولـی بـازهـم از غـار بـیرون شـده نـمـیـتـوانـسـتـنـد﴾ .

پـیغـمبـرخـدا(صلی الله علیه وآلـه وسلم) گــُفـتـنـد:

نـفـر سـومـی گــُفـت : خــُدایـا! اشـخـاصـی را مـُزدور نـموده و مـُزد شـان رادادم، مـگـر یـکی ازآنـهـا کـه مـُزد خـودرا نـگـرفـته ورفـت، آن مـُزدش را بـکـار انـداخـتـم تـا ایـنـکـه بــسـیـار گـردیـد، بـعـد از مـُدتـی آن شـخـص آمـده و گــُفـت : ای بـنـدۀ خــُدا! مـُزدم رابـده! بـرایـش گــُفـتم : آنـچـه را کـه ازایـن شـُتـُـر هـا، وگـاوهـا، وگـوسـفـنـدهـا وغـُلامـان مـی بـیـنی از مـُزد تـو اسـت، گــُفـت: ای بـنـدۀ خــُدا! مـرا مـسـخـره مـکـن! گــُفـتم : تـرا مـسـخـره نـمـیکـنم ،آنـشـخـص هـمـۀ آن امـوال راگـرفـته وچـیزی بـجـای نـگـذاشـت، خــُدایـا! اگـرایـن کـاررا خـاص بـرای رضـای تـو انـجـام داده ام، مـارا ازیـن مـُصـیـبـت نـجـات بـده! تخـتـه سـنـگ ازدر غـاردورگـردیـده وآنـهـا بـیرون شـده ورفـتـنـد.
(رواءالبخاری 2272 )

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

%d bloggers like this: