معیار اندازه گیریی ایمان

988959_751538514936615_3800388427416555297_n

توحید به معنی خدای واحد را بدون توقع و نظرداشتی پرستیدن و حضرت او را یکتای مطلق، بدون همسر و فرزند، بی مثل و مانند و بی ضد و نِد دانستن است.

قوت ایمان حیات افزایدت … ورد «لا خوفٌ علیهم» بایدت
چون کلیمی سوی فرعونی رود … قلب او از لاتَخَف محکم شود
بیم غیر الله عمل را دشمن است … کاروان زندگی را رهزن است
هر که رمز مصطفی فهمیده است…شرک را در خوف مضمر دیده است.(علامه اقبال رح)

علاوه بر این قرآن موضوع محبت و خوف و حضور خداوند را نیز جزء توحید معرفی نموده است تا مؤمنین همیشه و در همه حال مد نظر داشته باشند. نبود و یا کمبود هر یک از مفاهیم فوق باعث ضعف ایمان گردیده و شخصیت معنوی- اخلاقی فرد را متضرر میسازد.

لذا در چنین صورت ها از فرد ضعف الایمان نباید همیشه توقع اعمال نیک و خالصاً لله را داشت. لهذا اگر افراد جامعه اکثراً به چنین ضعفی مبتلا باشند و ندانند چگونه ضعف و یا قوت ایمان شان را اندازه نمایند، در چنین حالات وظیفۀ حکمرانان و رهبران سیاسی وقت است تا زمینه را برای استفاده از هدایات عرفای اسلام درین رابطه مهیا سازند و مردم را در روشنی هدایات الهی قرار دهند.
آیا چگونه باید قوت و ضعف ایمان را اندازه کرد، عرفا روش های مختلفی را تجربه کرده اند، طوریکه حضرت علامه فیضانی در رسالۀ ما چرا رسایل مکتب قرآن را میخوانیم مینویسند که سه مسئله را مسلمانان باید در رابطه به ضعف یا قوت ایمان همیشه و در همه حال مد نظر داشته باشند.
1. حضور خداوند(ج) 2. محبت خداوند(ج) 3. خوف یا ترس از عذاب الهی.

جناب علامه فیضانی میافزایند که:

اولاٌ: مومنین معتقدند که مطابق آیۀ قرآن (اِنَّ الله بِمَا تَعمَلُونَ بَصِیر..110- بقره. یعنی خداوند به آنچه انجام میدهید بیناست) و (واللهُ علیمٌ بِذاتِ الصُّدُور..154- آل عمران.) یعنی خداوند به سینه هایتان آگاهست) و ایضاً (واللهُ خبیرٌ بِمَا تَعمَلُون..153- آل عمران.) یعنی خداوند به آنچه انجام میدهید آگاهست.) اما متأسفانه در حال حضور طفل سه، چهارساله زانی از بیم آنکه او به کسی خواهد گفت زنا نمیکند و جلو چشمان صاحب مال و یا شخص بیگانه، سارق دزدی نمی کند و مرتشی رشوت نمیگیرد. آیا با چنین رویۀ عملی، ادعای این عقیده که خداوند(ج) حاضر و ناظر احوال ماست، درست باشد که به حضور این خدای عزیز و مربی و رازق خود این همه کارها را کنیم و باکی نداشته باشیم؟ آیا این ایمانست و به کدام پیمانه و مقام در ما وجود دارد؟

ثانیاً: مسلمانان مبنی بر فرمودۀ خداوند متعال معتقدند که (الَّذِینَ آمَنُوا اَشَدُّ حُبّاً لله..165- بقره. یعنی آنانیکه ایمان دارند شدید ترین محبت را با خداوند میداشته باشند.) با این همه ادعای بلند بالای محبت برتر از هر چیز با خدا، آیا نمی بینند که 24 ساعت با کلیه توان در عیان و نهان، به غرض برآورده شدن آرزو های جایز و ناجایز نفسانی خود و مربوطین خود میکوشند، ولی بالمقابل در شبانه روز چند ساعت را برای انجام کدام عبادت جانی، مالی و زبانی به غرض خوشنودی و رضای خداوند(ج) برای آرامی خلق الله و یا دست کم به عدم ضرر رسانی به بندگان خدا مصروف هستند؟ اگر بگوئیم هیچ، گزاف نیست. خصوصاً با مقایسۀ ذوق مفرط ایکه در امور دنیا ما مسلمانان داریم، مبالغه نخواهد بود که با خداوند(ج) محبت ما بسیار کم است.

ثالثاً: ما مسلمانان به این باوریم که از هیچ کس در برابر خداوند(ج) نمی ترسیم. آیا به اندازۀ ترس و واهمۀ کهاز یک فرد پولیس داریم، به اندازۀ دهم حصۀ آن از خداوند(ج) ترس داریم؟ در حالیکه خداوند متعال خود میفرماید: (فلا تخشوهم واخشونی..150 – بقره.) یعنی از آنها نترسید بلکه از من بترسید.)… بدین ترتیب هر فرد مسلمان که مدعی ایمان باشد میتواند با این سه معیار ایمان خود را اندازه نماید که چه مقدار در ضمیرش وجود دارد. اگر در می یابد که به ضعف ایمان مبتلاست، سعی در تقویت آن بخرچ دهد ورنه خسرالدنیا و الآخرت خواهد بود.

گریز از مسلمانان درآ اندر مسلمانی – مسلمانان روا دارند کافر ماجرایی ها… (علامه اقبال رح)

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

%d bloggers like this: