داستان وفات پیامبر اسلام ص

#داستان_وفات_محبوب_مان

حضرت محمد صلی الله علیه وسلم امروز اول ربیع الاول 1438 است لحظات واپسین رسول الله صلى الله عليه و سلم رسول الله صلى الله عليه و سلم

قبل از وفات، آخرین کاری که انجام دادند، حجة الوداع بود و بعد از آن این قول خداوند عزوجل نازل شد [ اليوم أكملت لكم دينكم وأتممت عليكم نعمتي ورضيت لكم الاسلام دينا .. ] المائدة: ٣

ابوبکر صدیق هنگامي كه این آیه را شنید گریه کردند به ايشان گفتند : چه چیزي تو را به گریه وا داشت این آیه ای است مانند آیات دیگری که بر رسول الله صلى الله عليه و سلم نازل شده . ایشان گفتند :

این آیه خبر وفات پیامبر را در بردارد . و رسول الله صلى الله عليه و سلم از حجة الوداع برگشت .. و نه روز قبل از وفات ایشان آخرین آیه از قرآن نازل شد ” [ واتقوا يوما ترجعون فيه الي الله ثم توفي كل نفس ما كسبت وهم لا يظلمون ] البقرة: ٢٨١ و دردهای رسول الله شروع شد ، فرمودند : می خواهم شهدای احد را زیارت کنم و بطرف شهدای احد رفتند و کنار قبرهای آنان ایستاد و فرمود : السلام علیکم ای شهیدان احد ، شما پیشی گرفتید و ما هم انشاء الله به شما می پیوندیم ، من هم انشاء الله به شما ملحق می شوم . و در اثناء برگشت از زیارت شهدای احد رسول الله صلى الله عليه و سلم اشک ریختند صحابه گفتند : ای رسول خدا چه چیزی شما را به گریه واداشت ؟ فرمودند : مشتاق برادرانم گشته ام ، گفتند : مگر ما برادرانت نیستیم ؟ فرمودند : نه شما یاران من هستید ، اما برادرانم کسانی هستند که بعد از من می آیند ودر حالی که مرا ندیده اند به من ایمان می آورند . و رسول الله صلى الله عليه و سلم از احد برگشتند ، سه روز قبل از وفات رسول الله صلى الله عليه و سلم بیماری وی سخت تر شد و آنروز در خانه ام المومنین میمونه بودند ، فرمودند : همسرانم را جمع کنید ، همسرانش جمع شدند پیامبر فرمودند : آیا به من اجازه می دهید دوران بیماریم را در خانه عایشه باشم ؟ گفتند : بله ، خواست که بلند شود اما نتوانستند ، علی بن ابی طالب و فضل بن عباس آمدند و ایشان را از خانه ام المومنین میمونه به خانه ام المومنین عایشه همراهی کردند و صحابه برای اولین بار پیامبر را در این حالت می دیدند. مسجد پر شده بود از جمعیت ، صحابه با حرص سوال میکردند که رسول الله را چه شده است رسول الله را چه شده است و به مسجد هجوم آورده بودند. پیامبر زیاد عرق کرده بودند , عایشه رضی الله عنها می گوید: تا بحال در زندگی ام ندیده بودم کسی به این شکل عرق از او سرازیر شود . و دست پیامبر را گرفته بودم و صورتش را با آن پاک می کردم چون دست پیامبر لطیف تر از دست من بود . و شنیدم که پیامبر می گفتند لا اله الا الله ، مرگ سکرات دارد . عایشه رضی الله عنها می گوید : بخاطر ترس بر رسول الله سر و صدا در مسجد زیاد شده بود ، رسول الله فرمودند: سر و صدا بخاطر چیست ؟ گفتند : یا رسول الله ، مردم بر حال شما می ترسند. فرمود : مرا به نزد آنها ببرید . خواست بایستد اما نتوانست ، هفت مشت آب بر ایشان ریختند تا به هوش آمد . بعد از آن پیامبر را بردند ، پیامبر بر منبر رفت و این آخرین خطبه و آخرین کلمات ایشان بود پیامبر فرمود : ای مردم مثل اینکه شما بر من می ترسید ، گفتند بله ای رسول الله فرمود ای مردم وعده شما با من در این دنیا نیست بلکه موعد شما با من در کنار حوض است به الله قسم گویا که از همین جا حوض را می بینم. ای مردم به الله قسم از فقر بر شما نمی ترسم بلکه از این می ترسم که بر دنیا با یکدیگر رقابت کنید همانطور که گذشتگان شما بر سر آن با یکدیگر رقابت کردند و شما را هلاک کند همانطور که آنهارا هلاک ساخت …سپس فرمود ای مردم الله الله فی الصلاة ، الله الله فی الصلاة به این معنی که شما را به الله قسم می دهم که بر نمازتان محافظت کنید و به استمرار تکرار می کردند سپس فرمود ای مردم ، الله بنده ای را بین دنیا و آنچه نزد الله است مختار نمود و او آنچه نزد الله است را انتخاب کرد ، هیچ کس منظور پیامبر را نفهمید ، و منظور پیامبر خود ایشان بود ، ابوبکر تنها کسی بود که متوجه منظور رسول الله صلى الله عليه و سلم شد و گريه كنان ایستاد ، حرف پیامبر را قطع نمود و گفت : پدرانمان فدایت ، مادرانمان فدایت ، فرزندانمان فدایت ، همسرانمان به فدایت ، دارائی هایمان به فدایت ، و به استمرار تکرار می کرد . مردم با تعجب به ابوبکر نگاه کردند که چگونه حرف پیامبر را قطع کرد ، پیامبر از ابوبکر دفاع نمود و گفتند: ای مردم ابوبکر را رها سازید هیچ یک از شما فضل و خوبي نداشته مگر اينكه جبران شده ، بجز ابوبکر که نتوانسته ام خوبي هاي او را جبران کنم ، و جبران خوبي هاي او را به الله عز وجل واگذار نموده ام همه ی دروازه های مسجد بسته می شود مگر دروازه ابوبکر که برای همیشه باز خواهد ماند …و در آخر قبل از پایین آمدن از منبر پیامبر برای مسلمانان دعا نمود و این از آخرین دعاهای پیامبر قبل از وفاتش می باشد ، فرمود : الله شما را پناه دهد ، الله شما را حفظ نماید، الله به شما را یاری رساند، الله ثابت قدمتان گرداند ، الله شما را موید سازد .. وآخر ین جمله ای كه پیامبر از روی منبر خود به امت خطاب نمود این بود ، اي مردم سلام مرا به امتم ، به آنهایی که تا قیامت از من پیروی می کنند، برسانید. و دوباره ایشان را به خانه شان حمل کردند . و در آن وقت عبدالرحمن بن ابوبکر در حالی که مسواک دستش بود بر پیامبر وارد شد، پیامبر به مسواک خیره شد اما از شدت بیماریش نتوانست آنرا طلب کند ، عایشه رضی الله عنها از نگاه پیامبر فهمید و مسواک را از برادر خود عبدالرحمن گرفت و در دهان پیامبر گذاشت اما پیامبر نتوانست از مسواک استفاده کند ، عایشه مسواک را از پیامبر گرفت و برای اینکه مسواک نرم شود ، آنرا با دهانش نرم نمود و دوباره به پیامبر برگرداند ، عایشه گفت : آخرین چیزی که وارد دهان پیامبر شد آب دهان من بود ، و این از فضل الله بود که قبل از وفاتش بین آب دهان من و آب دهان پیامبر جمع نمود . عایشه رضی الله عنها می گوید : سپس فاطمه دختر پیامبر وارد شد زمانیکه آمدند دید پیامبر نمی تواند بلند شود ، گریه نمود برای اینکه هر وقت که فاطمه نزد پدرش می آمد پیامبر پیشانیش را می بوسید . پیامبر فرمود ای فاطمه به من نزدیک شو ( پیامبر در گوشش زمزمه نمود ، فاطمه بیشتر گریه کرد . پیامبر گفت : به من نزدیک شو ، دوباره در گوشش زمزمه نمود ، بعد از آن فاطمه خندید. ) بعد از وفات پیامبر از فاطمه پرسیدم پیامبر چه گفت . گفت : بار اول گفت : ای فاطمه من امشب می میرم و من گریه کردم وقتی دید گریه می کنم گفت : ( ای فاطمه تو اولین کس از خانواده ام هستی که به من می پیوندی ، و من خندیدم ). عایشه می گوید : و پیامبر فرمود : ( از اتاق خارج شوید ) و بعد گفتند : ای عایشه به من نزدیک شو ، پیامبر بر سینه همسرش خوابید ، و دستش را به طرف آسمان بالا برد و می گفت : بلکه رفیق أعلی را می خواهم ، بلکه رفیق اعلی را می خواهم ، عایشه می گوید : فهمیدم که به او اختیار داده شده … جبریل علیه السلام بر پیامبر وارد شده و گفت : ای رسول الله ملک الموت پشت در است اجازه دخول می خواهد و تا به حال برای دخول از هیچ کس اجازه نخواسته . پیامبر گفتند : به او اجازه بده ای جبرییل ، ملک الموت بر پیامبر وارد شد و گفت : سلام علیکم یا رسول الله ، الله مرا فرستاده تا تو را مخیر کنم بین باقی ماندن در دنیا و پیوستن به پروردگار . پیامبر فرمود : بلکه رفیق أعلی را می خواهم ، بلکه رفیق اعلی را می خواهم . آنگاه ملک الموت بالای سر پیامبر ایستاد و گفت : ای روح پاکیزه ، روح محمد بن عبدالله ،خارج شو بسوی جنت الله و پروردگار راضی است و خشمگین نمی باشد . عایشه می گوید : دست پیامبر افتاد و سرش بر روی سینه ام سنگینی کرد ، فهمیدم که ایشان وفات نمودند … نفهمیدم چکار کنم ، کاری نمی توانستم بکنم غیر از اینکه از اتاقم خارج شوم . دری که به طرف مردان در مسجد بسته بود را گشودم و گفتم رسول الله وفات نمود ، رسول الله وفات نمود . می گوید : صدای گریه در مسجد پیچید . و این همان علی بن ابی طالب بود که نشست و عثمان بن عفان مانند بچه ها دست راست و چپ خود را می گرفت و عمر بن خطاب شمشیرش را بالا می برد و می گفت هر کس بگوید پیامبر فوت نموده سرش را قطع می کنم ، او مانند موسی به ملاقات پروردگارش رفته و بر خواهد گشت و کسی که بگوید او مرده او را می کشم . اما محکم ترین مردم ابوبکر رضي الله عنه بود ، او بر پیامبر وارد شد و او را در آغوش کشید و گفت : وآآآ خليلاه وآآآ صفياه ، وآآآ حبيباه ، وآآآ نبياه . و پیامبر را بوسید و گفت: در حیاتت چه خوش بو بودی و همچنین بعد از وفاتت هم معطر و خوش بو هستی . سپس خارج شد در حالیکه می گفت : کسیکه محمد را عبادت می کرد ، همانا محمد وفات نمود و کسیکه الله را عبادت می کرد ، همانا الله زنده است و نمی میرد … و عمر بن خطاب در حالیکه شمشیر از دستش افتاده بود می گفت : فهمیدم که او وفات نموده است … و می گوید : بیرون رفتم و دنبال جایی می گشتم که بشینم و تنهایی گریه کنم ……. و پیامبر دفن می شد و فاطمه علیها السلام می گفت : چگونه راضی می شوید خاک را بر چهره پیامبر بریزید … و ایستاده بود و برای پیامبر دعا می نمود و می گفت : پدرم دعوت پروردگارش را لبیک گفته و جایش بهشت است ، بالاترین قسمت بهشت جنت الفردوس مکان اوست . ای هوشيار، بعد از آخرین توصیه هایی که پیامبر برای تو داشته باز هم به زندگیت ، همینطور که هست ادامه می دهی ؟؟

نمی دانم چه خواهی کرد تا بتوانی در برابر امتحان و آزمایشهای الهی دوام بیاوری .. امیدوارم اجباری در کار نیست ! اگر محتوای این متن مورد رضایت شما قرار گرفته به دیگران هم برسانید . ثواب دلالت گر بر کار خیرهمانند ثواب کننده کار خیر اند

Advertisements

کسانی که نماز جمعه را ترک میکنند

افرادی که نماز جمعه را ترک میکنند، باید از این عمل دست بکشند، وگرنه خداوند بر قلب های آنها مهر (غفلت) میزند و آنگاه در زمره غافلان قرار خواهند گرفت. سیدنا و حبیبنا رسول الله صلی الله علیه وسلم

اعمال در روز دو شنبه و پنجشنبه عرضه میشوند

برادر و خواهر مسلمان اگر می خواهی که هر هفته الله متعال گناهانت را بیامرزد و تو را مورد عفو وبخشش خودش قرار دهد پس دو کار انجام بده: یک، از شرک پرهیز کن، دو، بغض و کینه برادر و یا خواهر مسلمانی را در دل نداشته باش. ابوهریره رضی الله عنه روایت نمودند که رسول الله صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم فرمودند : درب های بهشت (هر هفته) روز دو شنبه و روز پنج شنبه باز می شوند ، و گناه هر بنده ای که به الله (متعال) چیزی را شرک نیاورده بخشیده می شود، بجز فردی که در میان او و برادر (دینی) او دشمنی و کینه ای باشد، (از جانب الله متعال به فرشتگان دستور داده و)گفته می شود: این دو را مهلت دهید ،(و گناهان آنان را نبخشید) تا (کینه را به دور ریخته و) با یکدیگر صلح کنند ، این دو را مهلت دهید (و گناهان آنان را نبخشید) تا (کینه را به دور ریخته و) با یکدیگر صلح کنند

کسوف و خسوف در اسلام


#نماز_کسوف_و_خسوف کسوف یعنی خورشید گرفتگی و خسوف یعنی ماه گرفتگی و به هنگام آن‌ها خواندن نماز مخصوص سنتِ مؤکده است، چون پیامبر ﷺ فرموده: إِنَّ الشَّمْسَ وَالقَمَرَ لَا یَنْکَسِفانِ لِمَوتِ أَحَدٍ وَلَا لِحَیاتِهِ فَإِذا رَأَیتُمْ ذالِکَ فَصَلُّوْا وَادعُوا اللهَ تَعالی (رواه الشيخان). به حقیقت خورشید و ماه برای مرگ و حیات کسی گرفته نمی‌شود، هرگاه خورشید یا ماه را گرفته دیدید نماز کسوف و خسوف بخوانید و الله سبحانه و تعالی را بخوانید و دعا کنید. و در روایت آمده است: ادعُوا اللهَ وَصَلُّوا حَتّی یَنکَشِفَ ما بِکُمْ. الله را بخوانید و دعا کنید و نماز بخوانید تا این حالت رفع شود. و مستحب است کسی بانگ دهد و بگوید : (الصلاة جامعة) “نماز برپاست. از عبدالله بن عمر روایت است: لما کسفت الشمس علی عهد رسول الله صلی الله علیه وسلم نودی: إن الصلاة جامعة وقتی خورشید گرفتگی در زمان پیامبر ﷺ روی دادندا داده شد که: إن الصلاة جامعة. (متفق علیه) از عایشه رضي الله عنه روایت است: در زمان پیامبر ﷺ خورشیدگرفتگی روی داد، و پیامبر ﷺ به مسجد رفت، و مردم پشت سر او صف بستند؛ سپس پیامبر ﷺ الله اکبر گفت و قرائتی طولانی خواند؛ سپس با گفتن الله أکبر به رکوع رفت و رکوع را طولانی نمود، سپس سمع الله لمن حمده گفت و ایستاد به سجده نرفت، بلکه قرائتی طولانی که از قرائت اول کوتاهتر بود، خواند؛ سپس الله أکبر گفت و رکوعی طولانی نمود که از رکوع اول کمتر بود سپس فرمود : سمع الله لمن حمده ربنا و لک الحمد، و سپس به سجده رفت و رکعت دوم را مثل رکعت اول خواند، تا اینکه چهار رکوع را با چهار سجده(در دو رکعت) کامل کرد و قبل از آنکه سلام دهد خورشید، نمایان شد. (متفق علیه) چگونگی نماز کسوف و خسوف حداقل این نماز سنت دو رکعت است در هر رکعت دو قیام و دو رکوع و دو سجده است. در قیام اول پس از خواندن سوره فاتحه سوره ای طولانی خوانده و سپس به رکوع می رود پس از بالا آمدن از رکوع مجددا سوره فاتحه خوانده و سوره ای کوتاهتر از سوره قبلی می خواند . پس از آن به رکوع رفته که از رکوع اول کوتاهتر است پس از این رکوع به سجده رفته و رکعت دوم را همانند رکعت اول با دو قیام سبکتر از قیام رکعت اول و دو رکوع سبکتر از رکوع رکعت اول می خواند در صورت نیاز تا بر طرف شدن کسوف و یا خسوف میتوان رکعت های بیشتری را خواند.

نسل کشی مسلمانان بوسنی و سربیا

23 سال قبل در چنین روزی در سربرنیتسا 8372 مسلمان بوسنیایی، پیش چشم نیرو های حافظ صلح سازمان ملل متحد (UN) قتل عام شدند. و بر بیش از 30000 زن تجاوز صورت گرفت.

الله متعال مکان شان را بهشت برین قرار دهد..

اللهم اعز الاسلام والمسلمین اللهم انصرالاسلام و المسلمین اللهم انصر المجاهدین کل مکان اللهم وحد صفوف المجاهدین.

آمین یا رب العالمین

بیشتر در این ویدیو ببینید: https://www.facebook.com/trtworld/videos/2160217744248370/

و

صفات مومنان حقیقی در قرآن

⚘صفات مومنان درقرآن⚘

❤️مومنین ارتباط قلبی با خداوند دارند قلب شان از یاد خداوند خوف دارد و هنگام شنیدن آیات الهی ایمان شان افزوده می شود ، و بر پروردگارشان توکل می نمایند .

⚡️إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ إِذَا ذُكِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَإِذَا تُلِيَتْ عَلَيْهِمْ آيَاتُهُ زَادَتْهُمْ إِيمَانًا وَعَلَى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ ﴿۲﴾

🔸 سوره انفال آیه۲🔸
🔷🔸🔷🔸🔷🔸🔷

💐مومنان حقیقی آنان هستند که چون ذکری از خدا شود (از عظمت و جلال خدا) دلهای شان از ترس خداوند بلرزد وچون آیات خدا را بر آنها تلاوت کنند بر ایمانشان بیفزاید و به خدای خود در هر کار توکل کنند .